X
تبلیغات
پس کی میای آقا ؟
شده یک شب ، تو نماز شبت ، یادی از من می کنی ؟
 

خیلی وقته که توی این وبلاگ چیزی ننوشتم ، به خاطر مشغله هایی که برای من پیش اومده بود!

در روز چند ساعتی رو توی اینترنت وقتم رو تلف می کردم و حداقل وقت اضافه ده دقیقه ای داشتم

اما ...

تا این که امروز یک سخنرانی رو یکی از دوستان داد که فقط تونستم بگم : ( خاک بر سر من ) !!!

این یک قسمت هایی از سخنان زیباشون است که اگر امام مهدی بخواد و بقیه هم مشتاق باشند

حتما میذارم :

قرآن میگه یعقوب برا یوسف گریه کرد ، یعقوب پیغمبر ، یوسف پیغمبر ! یعقوب می دونست

یوسفش کجاست! می دونست سالمه ! می دونست در کاخه ! می دونست مشکل نداره !

پیغمبر خدا بود ! می دونست و گریه می کرد !  اون وقت ما که نمی دونیم یوسف فاطمه کجاست ،

ما چه قدر باید گریه کنیم !؟ ما که باید بیشتر از یعقوب گریه کنیم که ! کی آدرس مهدی رو

بلده بگه !!!؟ کجاست پسر فاطمه ؟ آقا کجایی ؟ سخته بر من حجت بن الحسن ، همه رو ببینم

تو رو نبینم !!! گریه هاتونو برا مهدی بکنین ! اشکاتونو برای پسر فاطمه بریزین ! مهدی غریبه !

مظلومه ! برا یوسف زهرا ناله کنین ! اشکاتونو بیمه ی مهدی کنین ! قرآن داره با مثال یوسف و

یعقوب یاده ما میده ! یکی از وظایف ما اینه که گریه هامون بیمه ی پسر فاطمه بشه !

و امام زمان میگه :

اگه تو به یاد من باشی منم به یاد توام ! اگه تو برا فرج من دعا کنی منم برا سلامتی تو دعا

می کنم !تو وقتی به فکر من باشی منم به فکر توام ! جوون ها نمی دونم این حرف رو از من

تا حالا شنیدید یا نه ! ولی بگذارید شب سوم مجلس محرم سال ۸۵ شاید محرم آخرین باشد !

بزارید درد و دل امام زمان براتون بکنم ! اگه کسی از من بپرسه از امام حسین غریب تر کی ؟

میگم از حسین غریب تر پسر فاطمه مهدی زهراست ! دلیلم دارم ! استدلالم رو گوش کن !

نمی خوام احساساتی بشی گریه کنیا ! با فهم گریه کن ! دلیلمو گوش کن و گریه کن !

من عرضم اینه : حسین سید الشهداست ، درست ! به مظلومیت شهیدش کردن ، درست !

اما حسین یه اباالفضل داشت ، عباس امام زمان کیه ؟ حسین یه علی اکبر داشت ، علی اکبر

امام زمان کیه ؟ حسین قاسم داشت ، عون داشت ، جعفر داشت ! کیه قاسم و علی اکبر

 امام زمان ؟ کیو داره حجت بن الحسن ؟ کیو داره ؟ دلشو خوشه کی کرده ؟ دلشو خوشه

من و تو کرده ؟ من و تو عباسیم برا امام زمان ؟

این یه استدلال ، استدلال دوم : از پیغمبر تا تولد امام زمان ۲۵۵ سال طول کشید تا اول امامت 

حضرت مهدی ۲۶۰ سال ! جوون های دانشجو  ، جوان های غیرتمند ، جوون های ولایتی ،

جوون های امام زمانی ، ۱۳ تا معصوم مظلومیتشون همه با هم ۲۶۰ ساله  ، اما امام زمان

به تنهایی ۱۱۷۰ ساله غریبه ! تو رو به خدا مهدی از امام حسین مظلوم تر نیست ؟

کسی دیگه سراغ امام زمانو میگیره ؟ کسی دیگه به فکر امام زمان هست ؟ ۲۴ ساعت از همین

این شبانه روزت گذشت ، از دیشب تا حالا ! به من نمی خواد جواب بدی ، خودت و امام زمانت ،

از دیشب تا حالا چند بار توی این ۲۴ ساعت به فکر امام زمان بودی ؟ به یاد پسر فاطمه بودی ؟

آقا کجایی ؟ چه می کنی ؟ از دست من راضی هستی ؟ نیستی ؟ امام زمان دلشو خوشه

به من و تو کنه ؟

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 4:35  توسط بغض کهنه  | 

 

مژده به یاران رسیده وقته هم احدی     

       

                                            میکده وا شد اگر که تشنه ی این شهدی

 

ز عرش میباره

 

                       گل و ستاره

 

                                  در شب میلاد مهدی   

       

ولوله ای در آسمانه

 

                   شب عیده صاحب زمانه

 

                                 قبله ی دل امشب جمکراااانه

 

 

                              یا اباصالح مولا مولا

 

وای خدا دوباره داره نیمه ی شعبان میشه !!!

 

پس کجایید عاشقای پر مدعا ؟؟

 

یالا بزنین ، بکوبین ، تولد آقا جونمه

 

پس کجایید ؟!

 

آره آقا باید اغراق کنم مولایم ...

 

باید اغراق کنم چیزی رو که خودت می دونی ...

 

آره آقا این همه گفتیم کی میایی ؟ این همه گفتیم

 

پس آقا چرا ظهور نمی کنی ... اما هنوز خودمونو آماده نکردیم .

 

 هنوز کمربند رو نبستیم ... آره آقا ... هنوز شعاری هستیم .

 

یه چیز میگیم و یه چیز  عمل می کنیم ...

 

دیگه خوب شناختیمون آقایم ... می دونی حرف و عملمون یکی

 

نیست ... خوب حرف می زنیم اما عملمون ...؟؟

 

برای آقا نمی جنگیم ، هنوز عشق جای ترس رو نگرفته ، باشه آقا من که اعتراف

 

کردم ... آقا جون عیدی میدی ؟؟ 

 

 

آقا جون من بد ، من بد ، من بد ... اما تو ببخش ... آقایم عیدی میدی ؟؟

 

 آقا جون منتظرم کن ، عاشقم کن ، خوبم کن ، آقا جون تو رو خدااااا آقا

 

خب دیگه وقت گریه نیست ، باید شاد بود ، باید دعا کن ، باید خوب بود ،

 

باید عاشق بود  ...

 

خیلی از باید ها رو داریم که نشستیم و داریم نگاهش می کنیم .

 

یالا پاشین ،یا علی بگین ، دنیا داره تموم میشه ،

 

از اول هم داشت تموم میشد ،

 

یالا حالا میاد ، آبرومون داره میره !!!

 

آقا جونم ، تولدت مبارک ، کاش کی بیایی ، همین روز تولدت ...

 

اللهم عجل لولیک الفرج

 

 

                 تولدت مبارک آقا جوونم

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 22:45  توسط بغض کهنه  | 

 

     پس کی میای آقا ؟

 

واقعا نمی دونم گفتن این حرف درست باشه یا نه ....

نمی دونم باید بگم یا نه اما میگم ....

یه مدتی بود این سوال من رو مثل خوره می خورد ، می خواستم از یکی بپرسم اما خجالت می کشیدم ، خجالت از این که بقیه درباره ی من چی فکر می کنند ... میگن اینو باش ، برای آقا وبلاگ ساخته همش هم شعار میده پس کی میای آقا اخرش هم این جوری میگه ؟!!!

خوب اگرم کسی میگفت بهش حق می دادم اما دیگه برام مهم نبود بقیه چی درباره ی من فکر می کنند مهم جواب سوالم بود همین و بس ...

گذشت تا یک روز سر کلاس درس ( درسمون هیچ ربطی به آقا نداشت اما شاید خواست خدا بود که بحث رفت طرفه آقا که من این سوالم رو بپرسم ) حرف درباره ی اقا شد . با کلی کلنجار با خودم بلاخره پرسیدم :

( می دونین ، نمی دونم چه طور بگم ، راستش خودم هم می دونم این سوال زیاد خوب نیست اما خوب خیلی وقته می خواستم بپرسم ، راستش من شنیدم وقت ظهور آقا همه اش جنگ و خون و خونریزی میشه ، تا چندین سال هم ادامه دارد ، خیلی ها می میرن و کشته می شوند ، جهان به هم می ریزه و .... ، پس چرا ما برای ظهور آقا دعا می کنیم ؟ چرا میگیم اللهم عجل ولیک الفرج ؟؟ چرا این همه برای جنگ عجله داریم ؟ چرا دوست داریم جنگ شه ، چرا می خوایم خون و خونریزی به پا بشه ؟؟  با ظهور آقا ما میمیریم و ... )

- خودم هم می دونستم سوالم ...  -

و جواب این گونه بود :

( یعنی تو میگی ما برای ظهور دعا نکنیم که بعدش شهید نشیم - واقعا خنده دار بود و من بیشتر متاسف شدم - ما که بلاخره همگی میمیریم حالا شهید بشیم که یه نعمتیه اما این که لیاقت داشته باشیم آقا رو ببینیم دیگه هیچی ... نور علی نور ... اما بحث این که جنگ میشه ... تا کی فلسطین و لبنان و عراق و حتی ایران می خواد مورد ظلم و ستم باشد ؟ تا کی می خواد این آمریکا و اسرائیل حمله کنه ؟ تا کی ...؟ لاقل با اومدن اقا یه جنگ میشه بعدش همه چیز توی دوستی و صفا و صمیمیت ... بقیه اش دیگه همش با یه خیال راحت و حکومت عادلانه ... درسته جنگی که آقا می کنه خیلی جنگ سختی خواهد بود اما همین چند سال پیش مگه توی عراق جنگ سختی نبود ؟ این همه آدم مگه شهید نشدن ؟ توی لبنان مگه جنگ ۳۳ روزه نبود ؟ چه قدر ادم شهید شدن ؟ چه قدر ادم یتیم شدن ؟ چه قدر ... همین چند روز پیش توی شیراز مگه انفجار نشد - حالا بماند که هر کسی یه چیزی میگه و صدا و سیما گفته به خاطر مواد منفجره بود که نمی دونم چه شکلی به خاطر صدا مواد منفجره ترکیده و ... اما بنابه تفسیر خوده این عزیزم داریم میگیم - الان که اسرائیل ، فلسطین رو گرفته ، تا کی می خوان این فلسطینی ها در عذاب باشن ؟ و ... )

و من هیچ جوابی برای حرف هایش نداشتم و حالا بماند که این عزیز بدونه این که تحقیق کرده باشه به سوال غیر منتظرانه ی من جواب داده و حتما اگر تحقیق کرده باشن جواب محکم تری می داد و من رو کلا از این سوال منصرف تر می کرد ....

پس حالا با تمام قدرت ایمانم و اعتقادم میگم :

اَللّهُمَّ اَرِنِي الطَّلْعَةَ الرَّشيدَةَ والْغُرَّةَ الْحَمِيدَةَ واكْحُلْ ناظِري بِنظْرَةٍ مِنّي إلَيهِ وَعَجِّلْ فَرَجَهُ وَسَهِّلْ مَخْرَجَهُ

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 16:33  توسط بغض کهنه  | 

 

شب تاره   بی قراره   دلی که چاره نداره   نفسم مونده تو سینه   چشم من به راه یاره

امشب ، شب تاره اقاست ...

 

آقا امشب دلم گرفته ...

دل شما چه طور ؟

امشب می خوام تا دلم خالی شه گریه کنم ...

شما چه طور ؟

امشب ....

آقا امشب بازم دلتون می سوزه ؟

بازم گریه می کنین؟

آقا به کدام یک از با سعادت ترین مجالس می رین ؟

 

سه ساله دختر که کتک نداره ...!!!

 

دلم از غم   شده پاره  گل تو کفن نداره   چه قدر ناله زدم من   سه ساله کتک نداره

 

آره آقا غم ما مشترک است .

تسلیت می گم اقا ...

چهلم آقا امام حسین و یاران وفادارش رو تسلیت می گم آقا...

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 16:19  توسط بغض کهنه  | 

 

          همه جا بروم   به بهانه ی تو    که مگر برسم   دم خانه ی تو

همه جا دنبال تو می گردم     که تویی درمان همه دردم     یا اباصالح مدد مولا

 

سلام

نمی دونم چه شکلی شروع کنم !


از کجا شروع کنم !

از کی شروع کنم !

فقط می دونم باید شروع کنم که این هم گفتن نداره !

اما اول از همه می خوام بگم چرا باید شروع کنم !

حدود دو ماه بود که من درگیر یه مشکلی شده بودم . توی همین موقع بود که با یه نفر دوست شدم که یه وبلاگ درباره ی آقا داشت . با دیدن وبلاگش خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم .( و متاسفانه حالا دوستیمون نسبت به قبل به خاطر مشغله ی زیاد کمتر شده ) . این بود که نذر کردم اگر مشکلم حل بشه برای آقام مهدی یه وبلاگ بسازم . بعد دوسه هفته مشکلم حل شد و من تصمیم گرفتم که نذرم رو ادا کنم . تا دو ماه پیش که وبلاگ رو ساختم اما اصلا به دلم ننشست . و حالا این روز ها و مخصوصا امروز شدیدا هوایی شدم !

امروز با بچه ها دور هم جمع بودیم و یک نفر شعر آقاسی ( شاید این جمعه بیاید شاید ) رو که توی موبایلش داشت ُ گذاشت . همین جور داشتیم گوش می دادیم که من گفتم :

من مطمئنم نه این جمعه و نه جمعه ی بعد و نه بعدی آقا میاد !

یکی از بچه ها گفت :

منم همین طور . اما خداییش اگه آقا ظهور کنه چه قدر ضایع میشیم هاا !

همین جور داشتیم حرف می زدیم که طبق معمول بحث نیمه کاره عوض شد و من داشتم فکر می کردم که نه !!!

به خاطر حرفمون ضایع نمیشیم !!!  اگر آقا ظهور کنه ما ضایع میشیم چون با کارامون همه ی پل ها رو یکی پس از دیگری داریم خراب می کنیم ! من ضایع میشم چون با کارام دارم آبروی آقام رو می برم . من ضایع میشیم که همش بی خودی و بنا به انتظاری که بیشتر شبیه غریزه شده برامون دارم میگم آقا ظهور کن اما به قول یه بنده خدایی ( آقا به چه امیدی ظهور کنه ؟ آقا به امید کدوم یار وفادارش ظهور کنه ؟ در حالی که ما با کارامون علنا داریم ثابت می کنیم که نمی خوایم خودمون رو برای ظهور آقا حاضر کنیم )

و من امشب که شب جمعه هم هست مطمئن هستم که این کلبه نه به خاطر نذرم که فقط به خاطر خودت آقا یا بهتره بگم باس دل خودم ساختمش که شاید این راهی باشه که بازم دستم رو بگیری و از این نا کجا آبادی که هستم درم بیاری !!!

این بار آقا باس دل خودم می خوام فریاد بزنم :

اللهم عجل لفرج مولانا صاحب الزمان

پس کی میای آقا ؟

 

فدای مهدی / ناشناس

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 20:54  توسط بغض کهنه  |